سيد جلال الدين آشتيانى

826

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بعد از انتهاى اقتدار ، و حكم اسماء در اعيان مخصوصهء به خود ، كه قابل تجليات و نفوذ حكم اسماء مضاف به خود مىباشند ، اسم ديگرى سلطنت در آن عين و مظهر مىنمايد ؛ و يا آنكه اعيان ديگرى مظهر اسماء مخصوص به خود مىگردند . ناچار احكام مخصوصهء مظهرى كه نوبت تجلى و ظهور اسم حاكم بر آن تمام شده است ، در تحت حكومت اسم ديگر مختفى مىشود ، و تابع اسم متجلى در مظهر مخصوص مىگردد ؛ و يا آنكه محل از براى اختفاء آن در حيطهء اسم حاكم بر آن مظهر نمىماند و بغيب وجود خود رجوع مىنمايد ، و قيامت حقيقى آن اسم قائم مىگردد ، و يا در حيطهء اسمى ديگر كه از حيث حكم شامل‌تر و عام‌تر است در مىآيد . چون هر اسمى كه از حيث سلطنت قوىتر و از حيث حكم دائمىتر است ، مشتمل بر اسماء متعدد است . كه برخى از آن اسماء از حيث حكم خفى و برخى بارز و حاكمند . اين حكم على الدوام در اعيان ممكنات و مظاهر اسماء و صفات جارى است . باعتبار اقتضائات مختلف اسماء و تعينات متعدد اعيان ، شرايع الهيه و القائات و تجليات حق مختلف مىشوند ، و برخى از احكام منسوخ مىشود ، و اسمى بر اسم ديگر غالب مىآيد . با آنكه جميع شرايع الهيه تام و صحيح ، و جميع انبياء بحسب باطن ولايت مخبر از يك اصل و يك حقيقت مىباشند . « لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ » . سلطنت و غلبه و ظهور و حكم و دولت در هر وقتى ، اختصاص به يك اسم جامع تام الهى دارد . و احكام ساير اسماء ، تابع و محكوم حكم اسم جامع كامل تام محيط مىباشد ، لان السلطان للّه وحده و الالوهية الحاكمة الجامعة للاسماء واحدة و امرها واحدة . به همين معنى در قرآن كريم اشاره شده است : « وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ » . مظهر اين اسم جامع الهى نيز در هر عصرى يك مظهر اتمّ و اقوم است ، و ساير مظاهر مانند ساير اسماء تابع اين مظهر كامل مىباشند . به همين لحاظ بيان كرديم ، كه مظهر تام كامل محمدى « ع » دائم الوجود است ، و ساير مظاهر منصبغ به حكم اين مظهر ازلى و ابدى و سرمدى هستند . « ان الحق هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و مظهره الاتم واحد و له الاولية و الآخرية و الظاهرية و الباطنية و اليه ترجعون » . به همين لحاظ ، قيام قيامت ساير مظاهر ، تابع قيامت مظهر اتم الهى